ناآرامیهای دیماه و همزمانی آن با تشدید تهدیدهای دونالد ترامپ علیه تهران، بار دیگر آرایش واقعی بازیگران منطقهای و فرامنطقهای را عیان کرد؛ از کشورهایی که صراحتاً با هرگونه مداخله خارجی مخالفت کردند تا بازیگرانی که اعتراضات داخلی ایران را به اهرمی برای فشار سیاسی و امنیتی تبدیل کردند.
پیروزی خوزه آنتونیو کاست با حاشیه قابل توجهی از آراء را نمیتوان صرفاً به محبوبیت شخص او یا ایدئولوژی راستگرایی تقلیل داد. این نتیجه، عمدتاً ریشه در احساس ناامیدی بخشی از جامعه شیلی از وضعیت موجود دارد.
اعتراضات معیشتی در شهرهای مختلف ایران به یازدهمین روز خود رسید و همزمانی این ناآرامیهای داخلی با افزایش هشدارها و مواضع تند واشنگتن و تلآویو، نشانهای از ورود پرونده ایران به مرحلهای پیچیدهتر است؛ مرحلهای که به باور ناظران، هر خطای محاسباتی میتواند هزینههای داخلی و منطقهای سنگینی بهدنبال داشته باشد.
یکی از تحلیل های موجود با رد سناریوهای فروپاشی یا قدرتگیری اپوزیسیون، از احتمال ظهور یک «بناپارت» از درون جمهوری اسلامی سخن میگوید؛ چهرهای مقتدر که با تمرکز قدرت و با رضایت یا همراهی رأس حاکمیت، مأمور مهار بحرانهای انباشته و بازگرداندن قطار اقتصاد به ریل خواهد شد.
عبدهتبریزی هشدار میدهد که دوام آوردن اقتصاد ایران در شرایط کنونی «خیلی دشوار» است و ایران برای عبور از این پیچیدگیها باید همزمان به تقویت ظرفیتهای داخلی و مدیریت فشارهای خارجی توجه کند.
محمدمهدی شهریاری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی از جمله آن نمایندگانی است که طرح مقابله با نفوذ را غیرضروری میداند. برخی از اعضای این کمیسیون معتقدند که این طرح نهتنها به نتیجه خاصی نمیرسد بلکه مانعی است مقابل سرمایهگذاری و رشد توسعه کشور.
سخنان دیروز علی لاریجانی را میتوان تلاشی برای ساختن زبان تازه دانست؛ زبانی که در آن، «تعامل اقتصادی» از «دخالت سیاسی» تفکیک میشود و «عدم دشمنی با غرب» از «مطالبه احترام به خطوط امنیتی» جدا شده است، اما همین زبان، اگر به نقشه راه بدل نشود، در حد «بیانیه حسن نیت» باقی میماند
ظهرهوند فعالیت خود در وزارت امور خارجه را در دولت سازندگی و همزمان با ریاستجمهوری هاشمیرفسنجانی آغاز کرد. البته بعدها به سرسختترین منتقد وزارت خارجه دولت سازندگی و اصلاحات تبدیل شد. شاید همین شمشیر کشیدن بر روی اصلاحطلبان بود که مسیر را برای سفارت کوتاهمدت او در ایتالیا در زمان احمدینژاد و با نظر شخصی رییس دولت وقت همراه کرد.
اگر ایران به صورت غیرضروری در این چاه و تله امنیتیسازی نیفتاده بود، اسنپبکی وجود نداشت که بخواهد ما را بار دیگر نگران کند که ذیل فصل هفتم چه اتفاقاتی برای کشور رخ خواهد داد.
درک عمیق از نقش قدرت متکثر در تولید اقتدار ملی، آگاهی از مولفههای بازدارندگی همهجانبه و تمرکز بر ائتلافها و قدرتهای ائتلافساز براساس مولفههای موازنه قدرت و تهدید و نیز تاکید بر نقش منافع ملی و کاهش آسیبها، جایگاه ایران را بهعنوان شریکی قابل اعتماد در داخل و خارج ارتقا میبخشد.
سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی میگوید: «تجربه تاریخی جمهوری اسلامی نشان داده است که هر رئیسجمهور، بسته به گرایشهای فکری خود، چیدمان تیم دیپلماسی و میزان تأثیرگذاریاش در شوراهای کلان، توانسته جهتگیریهایی را در سیاست خارجی نمایان سازد.»
موضوع دخالت خارج از دستگاه سیاست خارجی در پرونده مذاکرات هستهای، آذرماه پارسال هم با مصاحبه علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی که گفتهبود «من مسئول پرونده هستهای هستم» برجسته شدهبود. در آن دوران وزارت امور خارجه بیانیهای صادر و تاکید کرد که مسئولیت مذاکرات بر عهده وزارت امور خارجه است.
علیرضا پناهیان که در ماههای اخیر از اصلیترین چهرههای مدافع بحث حجاب بود و هدایت راهپیمایی در اعتراض به «بیحجابی در جامعه» را هم برعهده داشت، حالا در تحلیل شرایط منطقه سعی در ارائه تصویری «آخرالزمانی» از وضعیت منطقه و تغییر موقعیت قدرتها دارد.
تردیدهایی جدی در مورد اجرای موفقیت آمیز پروژههای اقتصادی بین سوریه و متحدانش وجود داشت. برای مثال، دولت سوریه نتوانست بودجه لازم برای مشارکت خود در معاملات بخش برق با ایران و روسیه را تامین کند که این امر باعث شد ایران و روسیه از آن پروژهها خارج شوند. تامین مالی بازسازی سوریه یا سایر سرمایه گذاریها در زیرساختهای آن کشور توسط سرمایه خارجی نامشخص و ناکافی بود به ویژه آن که روسیه و ایران خود با مشکلات عمیق اقتصادی مواجه بودند. ایران و روسیه تحت فشار ناشی از تحریمهای غرب قرار داشتند.